ميرزا احمد ميرزا خداوردى
24
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
در ايام سلف كه آقا غنى نام بوده باشد ، در وقت تطاول و چپاول ولايت تالش به رسم اسيرى برده بودند كه او را خواجه كرده ، در حضور آقا محمد شاه حرمت كلى [ و ] اسم و رسم بسيارى مىداشت . لهذا كار و عادت آقا عبدل اين بود : در وقت فرصت يك دسته با برادرانش مىفرستاد قريهء بوطهسر و دهات آستارا را غارت مىكردند ، هرچه دواب و اسب ، مال و اغنام به دست خودشان مىآوردند ، مىبردند و بسيار خانهها را آتش مىزدند و مىسوختند . در وسط يك شبانهروز مىآمدند و مىرفتند . تا وقت خبردار گشتن مير مصطفى خان جنت مكان ، آنها طى مراحل مىكردند ، ديگر براى مير مصطفى خان سودى از آمدنش حاصل نمىشد ، محض بغض و عداوت در دل خان جنت مكان ازدياد مىگشت . تا در وقتى كه آقا محمد شاه قاجار قشون كشيده آمده ولايت شيروان و تفليس و ساير محالات داغستان را به حيطهء تصرف خود درآورد ، به علت اينكه از قزلار « 1 » اين طرف به سر [ حد ] ايران محسوب است ، هميشه در تحت تصرف پادشاه ايران بوده است . وقت زمستان رسيده قدرت معاودت نداشته ، در جوار من محال قراباغ قشلاق ميشى كرده كه در بهار دوباره به مدعاى خاطر « 2 » خود اقدام نمايد . خاصيت شاه مزبور چنان بوده است : حرفى از زبان خود جارى مىكرد بايد آن كار صورت يافته مىشد و بر دوازده نفر خوانين از سركردگان قشون خودش فرموده بودند كه فردا شماها را مىدهم گردن شما بزنند « 3 » به مهلكهء هلاكت رسيده باشيد . لهذا خوانين « 4 » كه يقين دانسته بودند امر او تغيير [ و ] تبديل نمىيافت ، بنا على هذا دوازده نفر خوانين در همان شب متّفق كرده ، به كلام الهى سوگند ياد كردهاند [ كه ] امشب برويم آقا محمد شاه را هلاك نموده باشيم . همگى كمر غيرت به ميان خود بسته ، به طرف سراپردهء شاه مزبور رفته و در اثناى راه ملاحظه گشته ، ديده از دوازده نفر هفت نفر مىآيند و پنج نفر ناياب است . خلاصه تا الى در سراپرده ، محمد قلى خان كه زنبرادر « 5 » پادشاه [ بود ] نظر به عقب كرده ديده بود احدى نيست به غير از خودش ؛ آن هم دست از جان خود كشيده ، اندرون سراپرده رفته
--> ( 1 ) . قزلار در حال حاضر در 134 كيلومترى ولايت گروزنى در دلتاى رودخانهء ترك واقع شده و تا سال 1804 مرز ايران و روسيه بوده است . ( 2 ) . در همه جا به صورت « خواطر » آمده است . ( 3 ) . در نسخه « بزند » . ( 4 ) . در نسخه « خوانينها » . ( 5 ) . در تالشى و گيلكى به برادر زن ، زن برادر ( زن برار ) گفته مىشود .